از قدرت سخت تا قدرت روایت؛ رسانه و آینده مناسبات روسیه و اتحادیه اروپا
گفتوگو با فرشید نادری نژاد عضو شورای علمی ایراسیه درباره تأثیر رسانه بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا
مقدمه
روابط روسیه و اتحادیه اروپا در دهههای اخیر از همکاریهای اقتصادی و انرژیمحور به سمت رقابت ژئوپلیتیکی و تقابل راهبردی حرکت کرده است. در این میان، رسانهها به یکی از مهمترین بازیگران غیرمستقیم این روابط تبدیل شدهاند. از پوشش بحران اوکراین و تحریمهای اقتصادی گرفته تا جنگ روایتها در فضای مجازی، رسانههای روسی و اروپایی نقش قابل توجهی در شکلدهی به افکار عمومی، ادراک تهدید و حتی سیاستگذاری خارجی ایفا کردهاند. در همین راستا، با یکی از اعضای شورای علمی ایراسیه درباره جایگاه رسانه در روابط روسیه و اتحادیه اروپا به گفتوگو نشستهایم.
سؤال اول:
رسانهها چه نقشی در تحول روابط روسیه و اتحادیه اروپا از یک رابطه نسبتاً همکاریمحور به یک رابطه رقابتی و امنیتی ایفا کردهاند؟
نادری نژاد : رسانهها در روابط بینالملل امروز صرفاً ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه خودشان به یکی از بازیگران مؤثر در شکلدهی به واقعیت سیاسی تبدیل شدهاند. در گذشته، روابط میان کشورها بیشتر توسط دیپلماسی رسمی، مذاکرات سیاسی و مناسبات اقتصادی مدیریت میشد؛ اما امروز بخش مهمی از رقابت کشورها در سطح «ادراک» اتفاق میافتد.
روابط روسیه و اتحادیه اروپا نمونه واضحی از این تغییر است. در سالهای گذشته، انرژی، تجارت و همکاریهای اقتصادی نقش مهمی در روابط دو طرف داشتند، اما با افزایش اختلافات ژئوپلیتیکی، رسانهها به محلی برای بازنمایی تهدیدها، مشروعیتبخشی به سیاستها و ایجاد تصویر «دیگری» تبدیل شدند.
در واقع، رسانهها فقط گزارشگر یک بحران نبودند؛ بلکه در بسیاری از مواقع بخشی از فرآیند ساختن روایتهای مربوط به بحران شدند. هر طرف تلاش کرد چارچوب معنایی خود را به افکار عمومی داخلی و جهانی ارائه دهد.
سؤال دوم:
پس از آغاز جنگ اوکراین، جنگ روایتها میان رسانههای روسی و رسانههای اروپایی چه تأثیری بر افکار عمومی دو طرف و روند تصمیمگیری سیاسی داشته است؟
نادری نژاد عضو شورای علمی ایراسیه : پس از جنگ اوکراین، رسانهها وارد مرحلهای شدند که میتوان آن را «رقابت روایتها» نامید. هر طرف تلاش میکند نه فقط اتفاقات، بلکه معنای اتفاقات را تعریف کند.
در چنین شرایطی، یک رویداد واحد ممکن است از دو زاویه کاملاً متفاوت روایت شود. رسانههای روسی بیشتر بر موضوعاتی مانند امنیت ملی، گسترش ناتو و نگاه انتقادی به نظم غربی تأکید میکنند، در حالی که بخش بزرگی از رسانههای اروپایی بر موضوعاتی مانند حاکمیت ملی اوکراین، امنیت اروپا و مسئولیت روسیه تمرکز دارند.
این جنگ روایتها باعث شده افکار عمومی نقش فعالتری در سیاست خارجی پیدا کند؛ چراکه دولتها برای تصمیمگیریهای بزرگ، نیازمند همراه کردن جامعه خود هستند. تحریمها، حمایتهای نظامی و سیاستهای خارجی بدون مدیریت افکار عمومی امکان اجرای پایدار ندارند.
سؤال سوم:
اتحادیه اروپا بارها رسانههای روسی را به انتشار اطلاعات نادرست و عملیات نفوذ رسانهای متهم کرده است. از منظر شما، این ادعاها تا چه اندازه با واقعیت منطبق است و تا چه اندازه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی محسوب میشود؟
نادری نژاد پژوهشگر روابط بین الملل :پدیده اطلاعات نادرست یا Disinformation یک موضوع واقعی در فضای رسانهای امروز است، اما بررسی آن نیازمند نگاه دقیق و غیرشعاری است.
در فضای رقابت ژئوپلیتیک، تقریباً همه بازیگران بزرگ از ابزارهای رسانهای برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند. تفاوت اصلی در میزان، روش و ساختار این فعالیتهاست.
مشکل زمانی ایجاد میشود که رسانه از یک ابزار اطلاعرسانی به ابزار عملیات روانی تبدیل شود؛ یعنی هدف دیگر صرفاً انتقال خبر نباشد، بلکه تغییر رفتار، ایجاد ترس، کاهش اعتماد عمومی یا قطبیسازی جامعه باشد.
بنابراین باید بین «رسانهای که دارای دیدگاه سیاسی است» و «رسانهای که عامدانه برای دستکاری ادراک عمومی فعالیت میکند» تفاوت قائل شد.
سؤال چهارم:
رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال چه تغییری در شیوه رقابت روسیه و اتحادیه اروپا در حوزه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایجاد کردهاند؟
نادری نژاد :مهمترین تغییر فضای دیجیتال این است که انحصار تولید و توزیع پیام از دست دولتها و رسانههای بزرگ خارج شده است.
در گذشته، یک دولت برای اثرگذاری جهانی نیازمند شبکههای تلویزیونی بزرگ بود، اما امروز یک پیام در شبکههای اجتماعی میتواند در مدت کوتاهی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
شبکههای اجتماعی رقابت قدرت نرم را سریعتر، ارزانتر و پیچیدهتر کردهاند. امروز کشورها فقط برای مخاطبان دولتها پیام نمیفرستند؛ بلکه برای شهروندان، نسل جوان، جوامع تخصصی و حتی نخبگان فرهنگی و اقتصادی پیام طراحی میکنند.
در این فضا، شناخت الگوریتمها، رفتار مخاطب و تولید محتوای متناسب با فرهنگ جامعه، بخشی از قدرت ملی محسوب میشود.
سؤال پنجم:
آیا میتوان گفت محدودیتها و ممنوعیتهای اعمالشده علیه برخی رسانههای روسی در اروپا، به تقویت شکافهای سیاسی و رسانهای میان دو طرف منجر شده است؟
نادری نژاد:محدودیت رسانهای یک موضوع پیچیده است.
از یک طرف، دولتها معمولاً این اقدامات را با استناد به امنیت اطلاعاتی و مقابله با عملیات نفوذ توجیه میکنند.
از طرف دیگر، هرگونه محدودیت گسترده رسانهای میتواند باعث کاهش تنوع اطلاعاتی شود و بخشی از جامعه را به سمت منابع غیررسمی سوق دهد.
چالش اصلی این است که چگونه میتوان میان امنیت اطلاعاتی و آزادی گردش اطلاعات تعادل ایجاد کرد. اگر مدیریت رسانهای صرفاً بر حذف استوار باشد، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند.
سؤال ششم:
در شرایط کنونی، رسانهها بیشتر نقش ابزار تشدید تنش را ایفا میکنند یا همچنان ظرفیت کاهش سوءبرداشتها و ایجاد گفتوگو میان روسیه و اتحادیه اروپا را دارند؟
رسانه ذاتاً ابزار نیست؛ این نحوه استفاده از رسانه است که تعیینکننده است.
رسانه میتواند باعث افزایش تنش شود، وقتی که بر ترس، نفرت و دوقطبیسازی تمرکز کند.
اما همین رسانه میتواند ابزار گفتوگو باشد، اگر به جای تمرکز صرف بر اختلافات، زمینه شناخت متقابل و تحلیل دقیقتر را فراهم کند.
یکی از مشکلات عصر حاضر این است که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولاً محتوای احساسی و قطبی را بیشتر تقویت میکنند؛ بنابراین مسئولیت رسانههای حرفهای برای ایجاد گفتوگوی منطقی بیشتر شده است.
سؤال هفتم:
با توجه به روندهای جاری، آینده جنگ رسانهای میان روسیه و اتحادیه اروپا را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر میرسد رقابت رسانهای در آینده نه تنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه پیچیدهتر خواهد شد.
ورود فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، تولید محتوای خودکار، دیپفیکها و تحلیل دادههای بزرگ، فضای جنگ روایتها را وارد مرحله جدیدی کرده است.
در آینده، مسئله فقط تولید خبر نخواهد بود؛ بلکه مسئله اصلی «اعتماد» خواهد بود. جامعهای که بتواند سواد رسانهای بالاتری داشته باشد، کمتر تحت تأثیر عملیات شناختی قرار میگیرد.
به همین دلیل، آینده قدرت در کنار قدرت اقتصادی و نظامی، به میزان زیادی به توانایی کشورها در مدیریت روایت، ارتباط با افکار عمومی و ساخت تصویر معتبر از خود وابسته خواهد بود.
1405/03/30
